آتریساآتریسا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره

آتریسا پرنسس کوچولوی مامان و بابا

اولین عروسی رو با مامان رفتی

1391/3/1 13:56
نویسنده : شیدا
112 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جیگر مامان، میبینی مامانت چه تنبل شده،خودت بهتر میدونی که چقدر حالم بده عزیزم چون تو وجود منی و ازحال و روز مامانی خبر داری، وای امان از این حالت تهوع و بالا اووردن ها، جیگر طلا الان تو هفته دهم هستم واز اول این هفته حالم خیلی بدتر شده و بالا اووردن هام که خیلی زیادتر شده.الهی قربونت شم پنج شنبه ٢٨ اردیبهشت واسه اولین بار رفتی عروسی، نمیدونم بهت خوش گذشت یا نه ولی مطمئنم از صدای آهنگ که خیلی زیاد بود مثل من کلافه شده بودی، آخه من همش میترسیدم تو بترسی و واسه همین خیلی حرص خوردم و همش دعا میخوندم که چیزیت نشه. مامان شدم دیگه همش استرس و نگرانی واسه عسلم دارم. الهی قربونت شم همونجور که قول داده بودی اون شب مامانو اذیت نکردی و حالم بد نشد. البته اونجا خیلی ها فهمیدن توی دل منی و بهم تبریک گفتن و خوشحال شدن.خاله مهنازتم که همش میگه به جیگر من بگو خاله عاشقشه و میگه بهش برس که تپل شه و میخواد فردا بیاد واست چیزای خوشمزه درست کنه ، البته اگه من بتونم بخورم که تو تپلی شی.دعا کن مامان زودتر حالش خوب شه و بتونه خوب بخوره که تو هم خوب رشد کنی. خیلی دلتنگتم و دوستت دارم عشق زندگیم.بووووووووووووووووووس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)